معماری پست مدرن

چارلز جنکز عقیده دارد که آگاهی از پست مدرن با تاریخچه ی غریبی همراه است که نیاز به اندکی توضیح دارد. این جریان در بیست سال اخیر توسعه یافته و هم اکنون به سرعت در جریان متمرکز شدن و پیش روی به سوی یک روش جدید است. منتقدان معماری تاریخچه پست مدرن معتقدند که اشکال گرایش هایی که در تمام طول دهه در کارهای گروهی از معماران آمریکایی و به طور مشخص در کارهای اروسارینن، ادوارد دورل استون، مینو رویا ماساکی، فیلیپ جانسون نمایان بود در نهایت به صورت اصول جاافتاده معماری پست مدرن که خود بازتابی در برابر معماری مدرن بود معقول شدند (جودت، 1384: 79). بنای پست مدرن بنایی است که دست کم خود را در برابر معماری مدرن در آنِ واحد در دو سطح مطرح می کند: یکی برای معماران و گروه محدودی از علاقه مندان که به مفاهیم خاص معماری می پردازند و دیگری برای عموم مردم با سکنان بومی، که به سایر جنبه ها چون آسایش و سنت و طریقه ی زندگی و... توجه دارند. به این ترتیب معماری پست مدرن دورگه به نظر می رسد. می توان آن را به جلوه ی یک معبد کلاسیک یونان تشبیه کرد (جودت، 1384: 84). گرایش گسترده و روندهایی که معماری پست مدرن را می سازند همه یک وجه اشتراک دارند و آن در طلب معنا بودن است. فضای پست مدرن را می توان به باغ چینی تشبیه کرد. فضای باغ چینی برای این که خود را از بند اندیشه گرایی برهاند مفهوم معمولی زمان- مکان و اصول اجتماعی- منطقی را که هر دو تشکیل دهنده اصول معماری و رفتار هستند را موقتاً باز می ایستاند. پست مدرن ها فضا را با استفاده از پارتیشن، خرده شده و بغرنج مطرح می کنند (جودت، 1384: 107). معتقدان مکتب پسا مدرن محیطی با معنا را می طلبند و این اعتقاد و عملکردگرایی، که معماری را تا حد تبدیل شرایط عملی اجتماعی و اقتصادی به فرم تنزل می یابد، انکار می کنند. با انتقادات نیچه از مدرنیته از اواخر قرن نوزده که در آلمان آغاز و توسط اندیشمندانی چون فروید، هایدگر، دریدا، لیوتار و... مورد بسط و شرح قرار گرفت به این نتیجه ی منطقی رسید که اگر فلسفه روح زمان و معماری کالبد زمان است با عوض شدن روح زمان، کالبد هم عوض می شود (قبادیان، 1382: 89). بسیاری از معماران و نظریه پردازان معاصر دیدگاه هایدگر مبنی بر این که رابطه با طبیعت در غنای تجربه انسانی امری حیاتی است را مورد استفاده قرار داده اند (کیت نسبیت، 1386: 75).
رابرت استرن، رابرت ونتوری و چالرز مور را بنیان گذاران تاریخ گرایی پسا مدرن به شمار آورده اند که از لحاظ نظری تأکید و تمرکز را از فرمالیسم مستقل و مدرن به جست و جوی معنا تغییر داده اند. استرن سه حوزه اصلی توجه این معماران پسا مدرن را که جملگی بر تولید معنا مربوطند، بر می شمرد: نما، شهر و ایده ی «حافظه ی فرهنگی». وی این سه حوزه فعالیت یا اصل که بر توجهات تأکید دارند تزیین گرایی، زمینه گرایی و اشارت گرایی می نامد. به اعتقاد استرن، در فرم های جنبش تاریخ گرایی پسا مدرن نوع واقع گرایی نهفته است چرا که این فرم ها شناسه ی «محیط اجتماعی فرهنگی و سیاسی ای هستند که آنها را به وجود آورده است». هر سه اصل استرن نقش مهمی را برای تاریخ در تولید و ایجاد معنا در معماری پسا مدرن قائل می شوند (کیت نسبیت، 1386: 129). معماری پست مدرن توجه خود را به برخورد منتقدان با کلان ها و سبک های موجود، پذیرش هویت منطقه ای و بازگشت به سنت های عملی معطوف می سازد. معماری پست مدرن در پرتو روندی که جنکز آن را «رمزگذاری دوگانه» می خواند، روندی که هم مورد پسند خاص و عام و هم باب طبع طراح و مصرف کننده است، با عاریه گرفتن سبک های ادوار مختلف و استعانت از وجود بناهای دیگر، در طرح های خود تنوع گرا و التقاطی می باشد. همان گونه که جنکس اشاره می کند معماری پست مدرن به همان میزان که رو به جلو حرکت می کند متضمن بازگشت به گذشته نیز هست. اما این بازگشت ها، همزمان فصل اختلافی با گذشته دارد که همان دخالت جهان مدرن است. کنت فرامپتون، از دیگر نویسندگان برجسته معماری پست مدرن، طرفدار نوعی «منطقه گرایی منتقدانه» است. تقلیدهای تعویض آمیز پست مدرن از سبک های پیشین به معنای بازگشت به دوره ماقبل مدرن نیست. پست مدرن از مؤلفه های ماقبل مدرن به نحوی استفاده می کند که هم سبک هایی را که سبک معاصر از آن نشأت گرفته به رسمیت می شناسد و هم به وجهی تضمین آمیز آنها را در طرح های فرامدرن خود ادغام می کند.
معماری پست مدرن به جای دگرگون سازی هویت ساکنان محیط های اجتماعی با هدف سازگار کردن آنها با طرح های عقلانی از پیش تعیین شده می کوشد به محیط اجتماعی جنبه انسانی ببخشد و در عین حال حداکثر استفاده را از مواد و مصالح و پیشرفت های حاصله در عرصه مدرن در زمینه ی تکنیک های ساخت و ساز به عمل آورد. (مالپاس، 1386: 8).

ویژگی های معماری مدرن:

معماری مدرن بیش از هر چیز به کارایی و عملگرایی توجه دارد و از سبک و ابزار آلاتی بهره می گیرد که تا به حال سابقه ی چنین استفاده ای تا به این اندازه نداشته است و به گونه ای در دوره مدرن سعی در پیشرفت دارد و از تمام امکانات برای رسیدن به این هدف بهره می جوید. خواه این استفاده سبب محدودیت نقش انسانی در ایجاد آن شود و خواه سبب برتری تکنولوژی بر آدمیت شود. این هدف زمانی بهتر میسر می شود که با کمترین هزینه و بالاترین کارایی باشد و بهترین راه آن است که متوسل به تکنولوژی و برآوردهای علمی شویم. معماری مدرن در عین حال، حالت کل گرایانه دارد یعنی با توجه به این که ساختمان ها به صورت صنعتی ساخته می شوند گستردگی و جامعیت می یابد و منحصر در شخص یا سبک خاصی نمی شود. این سبک معماری، جهت برآورده کردن نیازها عمل می کند و چون از فرم مجرد استفاده می کند ضد تزئین، ضد نمایش، ضد استعاره، ضد یاد و راه تاریخی و ضد طنز است و به گونه ای در این سبک معماری معنا رخت بر بسته است. یعنی دیگر معماری معنی و مفهوم خاصی انتقال نمی دهد و در پی پاسخ به پرسش یا واکنش به دیدگاه خاصی نیست. کرستین هریس فیلسوف و مدرس دانشگاه ییل معتقد است ویژگی «عینیت گرایی» مدرنیته فواید نامناسب دارد. اول این که محیط مادی به مواد و مصالح در دست انسان ها تبدیل شده است تا به گونه ای کورکورانه و حساب نشده از آن بهره برداری کنند و دوم این که معماری جزئی از فرهنگ تکنولوژیکی است که طالب « ماشین هایی برای زندگی» است نه خواستار باشیدن ها (کیت نسبیت، 1386: 142).
از دیدگاه زوری معماری مدرن ویژگی هایی دارد که از جمله: 1- طراحی بر اساس پلان آزاد 2- ایجاد ارتباط مطلق بین فضای داخلی و خارجی، انعطاف و آزادی در ایجاد دیوارهای داخلی 3- جمع آوری تمامی نکات مثبت، تجربیات فضایی در طول تاریخ در معماری مدرن 4- بهره وری از فناوری جدید به خصوص شیشه به جای دیوارهای بلند (8). اما لوکوربوزیه اصول پنج گانه دیگری نیز مانند مرتفع سازی، باغ روی بام، کاربرد پنجره کشیده نمای آزاد و سقف کنسول را از اصول معماری مدرن می داند (10).